گوناگون بودن عقد صلح در قانون مدنی قسمت اول
پیشگفتار :
قلمرو گسترده صلح که از سایر عقود معین به مراتب وسیع تر است و گاهی قراردادهای دیگر نیز در قالب آن بسته می شود ، بر تقسیم بندی این عقد هم اثر گذاشته و موجب شده است تا حقوقدانان تقسیمات گوناگونی از این عقد به عمل آورند ، ( بدن این که از تقسیم بندی همدیگر انتقادی کرده باشند . ) این تنوع تا آنجا پیش می رود که عده ای این عقد آرام و آسان را به دو قسم[1] و بعضی تا 36 و حتی تا حدود 50 نوع تقسیم و تعریف کرده اند .[2]
صرف نظر از منطوق و مفهوم قانون مدنی ، خصوصاً ماده 754 آن که دست حقوقدانان را برای تقسیم بندی عقد صلح باز نهاده است ، در تحقیق حاضر تلاش خواهیم کرد تا با توجه به جلد اول فصل هفدهم این قانون ، عقد صلح را تقسیم بندی و مفهوم و احکام خاص هر یک را ( که لااقل 9 نوع می باشد ) ، به طور موجز بیان نماییم ، تا این کار زمینه ای باشد برای تحقیق و آشنایی بیشتر راجع به این پیمان . زیرا ، انس و علاقه دیرینه کارکنان دفاتر اسناد رسمی و سایر حقوقدانان ( و حتی افراد عادی جامعه ) به فقه امامیه و عقد صلح ، موجب گردیده است تا روزانه تعداد بی شماری از این عقد در کشور ما بسته شود . قبل از این که انواع مهم عقد صلح را ( خصوصاً در قانون مدنی ) بیان نماییم ، نکته ای را بررسی خواهیم کرد که ممکن است به گونه ای در تقسیم بندی این عقد موثر باشد.
در مجموعه های قوانین که قانون مدنی را در خود چاپ و منتشر نموده اند ، معمولاً نص ماده 752 ق.م به این صورت درج شده است : « صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتماعی کلمه « یا » را اضافه نموده اند .[3]
با توضیح مختصری که خواهیم داد معلوم می شود ، «یا» ی سوم در این ماده به نحوی از قلم افتاده و یا چاپ نشده است . زیرا ، در مجموعه قوانین مجلس شورای ملی ( مجلس شورای اسلامی فعلی ) ، متن ماده 752 ق.م بدون «یا»ی سوم به همان صورتی که گفته شده ، درج گردیده است .[4] به علاوه ، عقد صلح اگر چه در ابتدا به منظور رفع ترافع و رفع خصومت تشرع شده ، لیکن به تدریج این عقد برای انجام معاملات و غیره مورد استفاده قرار گرفته است . لذا ماده 752 ق.م باید گفته باشد : « صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود یا جلوگیری از تنازع احتمالی یا در مورد معامله و غیر آن واقع شود » . پس ، در این ماده ، سه یا چهار نوع صلح تصور می شود : 1- رفع تنازع موجود
2- جلوگیری از تنازع احتمالی 3- در مورد معامله 4- در غیر مورد معامله .
واگر «یا» ی سوم نباشد ، عبارت ماده می شود ، یا تنازع موجود یا تنازع احتمالی ، بدین ترتیب ، اگر اولی و دومی را یک قسم و آخری را هم یک نوع محسوب می کنیم ، یک نوع صلح خواهیم داشت که صلح بر دعوی است و یک نوع دیگر که در مورد غیر معامله است . یعنی ، نیاز به «یا» ی سوم مشاهده می شود . موید این مطلب ماده 758 ق.م است که می گوید : «صلح در مقام معاملات هر چند نتیجه معامله را به جای آن واقع شده است می دهد لیکن ... » یعنی ، یک قسم از صلح در مقام معامله است که صلحی ابتدایی است و مسبوق به نزاع هم نمی باشد . بنابراین ، به درستی حقوقدانها در نوشته هایشان «یا» ی سوم را به این ماده اضافه نموده اند و بهتر است در اصلاحات قانونی مدنی این « یا » هم منظور شود .
فصل اول : تحلیل مباني فقهي و حقوقي
چکیده :
مادة 768 قانون مدني به سبب گسترة وسيع و كارايي بسيار زيادش در معاملات مدني و تجاري, از معدود موادي است كه در روابط اقتصادي امروز ميتواند كاربرد فراوان داشته باشد, ولي به دليل عدم آشنايي عموم مردم و عدم تبيين و شرح زواياي مختلف آن توسط دانشيان حقوق, كمتر به كار گرفته شده است. حال آنكه مقررة مزبور از نظر فقهي و حقوقي داراي مباني متقن و محكمي از جمله بناي عقلاء بر مفاد ماده به ويژه تعهد به نفع شخص ثالث است و براي پاسخگويي به نيازهاي اقتصادي امروز, از بسياري راهحلهاي ارائه شده, مناسبتر و مصون از اشكال است. موضوعاتي از قبيل تعهد به پرداخت وجه معيني در قبال عوض صلح, تعهد به نفع ثالث, عمليات بانكي ( اعطاي وام با اخذ سود, پرداخت سود به سپرده هاي ثابت), و بيمه, پاره اي از مصاديق اين ماده ميتواند باشد. با بررسي پيشينة تاريخي مادة مذكور در فقه و حقوق و تحكيم مباني آن , موضوعات فوق, حجت شرعي و قانوني مي يابند و در آن صورت, هر يك از آنها مي تواند راهگشاي بسياري از موانع و مشكلات موجود جامعه باشد.
مقدمه
نيازهاي فردي و اجتماعي بشر براي تأمين زندگي مطلوب در سايه امنيت، عدالت و رفاه, وي را وا ميدارد تا در راستاي تحقق زندگي مورد نظر خود, نهايت تلاش خويش را بنمايد. بر آگاهيهاي علمي و تحقيقاتي خود بيفزايد و از ساختههاي همنوعانش بهره گيرد و سرانجام رفتارهاي خود را ضابطهمند سازد. از اين رهيافت است كه نهادهاي حقوقي شكل ميگيرند؛ به اين معنا كه قواعد حقوقي، ابزاري است براي تأمين آسودگي بشر در راستاي نيل به زندگي سالم، آرام و مطمئن، به دور از نگرانيها و تشويش خاطرها.
توسعة دانش بشري و سرعت شتابناك پيشبيني ناپذير آن، رشد و پيشرفت لحظه به لحظة فنآوري، اختراعات و ابداعات روزافزون، دسترسي فوري و آسان به اطلاعات علمي، ارتباطات پيچيده و نامأنوس ملتها، دولتها، فرهنگها و تمدنها، حمل و نقل آسان كالا و مسافر، تشكيل سازمانها و اتحاديههاي جهاني و سرانجام جمعيت رو به تزايد انساني در جامعة جهاني، عواملي هستند كه بر گسترة نيازهاي انسان ميافزايند و نوع آنها را مدام تغيير ميدهند. در اين رهگذر, نيازهاي جديد گاهي سبب تغيير و دگرگوني نهادهاي حقوقي تأسيس يافته ميشود و گاهي هم موجب تكوين قواعد جديدتري ميگردد. با وجود اين, بشر هنوز در خواب غفلت است و تاكنون به آرامش مورد نظر دست نيافته است؛ اما در هر زمان, خود را با اين سودا تسكين ميدهد كه در مسير رسيدن به مدينة فاضله گام برميدارد و تا حدودي به آن نزديك شده است.
بي شك, بيشترين تلاش نوع بشر كه شايد بتوان گفت بيش از نيمي از عمر او را دربرميگيرد اگر نگوييم همة آن را در راه تحصيل مال و كسب درآمد است. دستكم اين امر از مهمترين ابزارهاي رسيدن به زندگي مطلوب و آسايش خاطر به حساب ميآيد؛ از اين رو عمدة روابط اجتماعي بشر را روابط مالي و اقتصادي تشكيل ميدهد. در هر گونه رابطة اجتماعي وي، ميتوان رنگ و لعاب اينگونه روابط و تكاپو در اين جهت را به نوعي مشاهده نمود؛ حتي در روابط خانوادگي كه در قاموس هر ملتي از شخصيترين رابطههاست.
در گذشته, برخي انسانها به سبب عوارضي چون پيري و از كار افتادگي، بيماري و معلوليت و يا سفاهت و صغر سن، توانايي ادارة اموال خود را نداشتند و آن را به ديگري وا مينهادند تا از اين رهگذر امرار معاش كنند؛ ولي بعدها قواعدي وضع شد كه حتي افراد توانمند و قادر به ادارة دارايي خود نيز بتوانند براي دستيابي به منافع بيشتر و زندگي راحتتر، اموال خود را در قالب آن قواعد و نهادهاي جديد در اختيار ديگران (افرادي كه شمّ اقتصادي بالاتري دارند) قرار دهند. به دليل تغيير و يا افزايش نيازها، خرد انساني به مقتضاي مقتضيات زمان و مكان و براي برآوردن نيازها، قواعد را تغيير ميدهد و يا قواعدي جديد وضع ميكند. از جمله آنها، وضع ماده 768 قانون مدني است كه مقرر ميدارد: «در عقد صلح ممكن است احد طرفين در عوض مال الصلحي كه ميگيرد متعهد شود كه نفقة معيني همه ساله يا همه ماهه تا مدت معيني تأديه كند, اين تعهد ممكن است به نفع طرف مصالحه يا نفع شخص يا اشخاص ثالث واقع شود.»
در اين فصل برآنيم تا پس از بيان ضرورت مطالعة مادة مذكور و قلمرو آن, به تحليل علل وضع و مباني فقهي و حقوقي اين ماده بپردازيم.
1 ـ ضرورت مطالعة ماده 768 قانون مدني
شرايط ويژه و احكام خاص عقودي چون قرض، مضاربه، مزارعه، مساقات، شركت و … محدوديتها و محذورات ناشي از آنها و عدم كارآيي اين عقود در شرايط جديد اقتصادي و تجاري وقت، سبب شد تا عقل جمعي جامعه و قواي قانونگذاري به اين سمت و سو سوق داده شوند و راههايي ديگر براي تحصيل درآمد و منافع بيشتر و در عين حال, آسان و مطمئن پيشبيني نمايند. البته آموزههاي ديني و احكام الهي شريعت مقدس اسلام در ايجاد نهادهاي حقوقي در ايران اسلامي، نقش اصلي را ايفا ميكنند؛ از اين رو خردمندان (فقها و حقوقدانان) وقت ايران با الهام از نهاد حقوقي صلح مقرر در شرع، قاعدة مذكور در ماده 768 ق.م را وضع كردند تا بسياري از نيازها رفع شود و شبهة غيرشرعي بودن برخي از اعمال تجاري رايج، از ذهنها زدوده شود. البته در صورتي كه آن اعمال اقتصادي و يا تجاري, با شرايط مذكور در شرع انجام شود.
قاعدة مندرج در مادة 768 ق.م با تعابير متفاوتي در نوشتههاي حقوقدانان طرح شده است؛ به نحوي كه هريك از ايشان، بسته به منظر ويژه مطالعاتي خود, شرح و تفسيري از آن ارايه كردهاند كه در محل مناسب اشاره خواهيم كرد. اما در تفسير مادة مشارالذكر، توجه به اين نكته مهم است كه مقررة مزبور در نتيجة وجود زمينههاي استفاده از تأسيسات حقوقي خاص, مانند انواع بيمهها و يا گرفتن بهرة پول و اخذ تنزيل آنها كه در كشورهاي مغرب زمين, همچون فرانسه رايج بوده است, به حقوق ايران راه يافته است.
مادة 768 ق.م كساني را كه توانايي ادارة اموال خود را بر اساس نظام اقتصادي روز ندارند و يا كساني را كه به دنبال سود مناسب و مطمئن هستند و يا كساني را كه به دنبال ايمني خاطر در زمان پيري و يا تأمين معاش روزانة افراد تحت تكفّل بعد از مرگ مي باشند، راهنمايي و هدايت ميكند به اينكه آنان ميتوانند تمام يا قسمتي از اموال خود را در اختيار شخص يا مؤسسة مورد اطمينان بنهند تا شخص يا مؤسسة مذبور مبلغ معينّي در هر سال يا هر ماه به او يا هر شخصي كه او معرّفي نمايد، بپردازد [5]
متأسفانه در حال حاضر از اين نهاد حقوقي, به علت عدم آشنايي عموم مردم، به صورت استثنايي و نادر استفاده ميشود؛ اما در كشورهاي ديگر كاربرد فراوان دارد. مشكلات پيچيده و فراواني كه از نظر فقهي و حقوقي در بنا و مبناي انواع مختلف عقود بيمهاي و... وجود داشت, فقها و حقوقدانان را به ابداع مقررات و شيوههاي خاصي وا داشته است كه شايد با نگاه دقيق به مقررة اين ماده و احياي آن, خيلي از مشكلات بسيار سريعتر و آسانتر حل شود. به نظر ميرسد با احياي ماده 768 ق.م و ارائه شرح و تفسيري نو از آن، بسياري از شبهات مطرح در روابط اقتصادي و تجاري امروز از منظر فقه و حقوق حل گردد.
2 ـ قلمرو مادة 768 قانون مدني
مادة 768ق.م مقرر ميدارد: «در عقد صلح ممكن است احد طرفين در عوض مال الصلحي كه ميگيرد متعهد شود كه نفقة معينّي همه ساله يا همه ماهه تا مدت معينّي تأديه كند، اين تعهد ممكن است به نفع طرف مصالحه يا نفع شخص يا اشخاص ثالث واقع شود.»
نخستين موضوعي كه از عبارت صدر ماده هويدا ميگردد، موضوع صحّت انعقاد عقد صلح در مقام معاملات است كه از ماده 752 ق.م نيز قابل استنباط بود. قانونگذار بار ديگر با از بين بردن مادة اختلاف بين فقه شيعي و فقه اهل سنت در مورد لزوم سبق خصومت و نزاع در صحت انعقاد عقد صلح و به پيروي از فقه اماميه [6] بهطور قطعي و مسلم، صلح در مقام معامله, جهت نقل و انتقال اموال، اعيان، منافع و غيره را صحيح اعلام نموده است.[7] از عبارات مادة مورد بحث به خوبي برميآيد حتّي لازم نيست انعقاد عقد صلح براي جلوگيري از تنازع احتمالي در آينده باشد. به نظر برخي از فقهاي عظام، گسترة عقد صلح از اين هم وسيعتر است و حتّي لازم نيست مورد صلح، مال باشد. بهنظر ميرسد مصالحه يعني تسالم و صلح يعني سلم و توافق. در صلح, تنها لازم است كه طرفين بر امري تراضي و توافق نمايند؛ منتهي آن امر نبايد غيرمشروع و حرام باشد (ماده 754 ق.م). روايات زيادي[8] داّل بر اين معناست. پذيرش اين معنا دربارة عقد صلح در مجموعة قواعد و مقررات حقوقي ما با اين مشكل مواجه است كه با وجود چنين عقدي, از ذكر ماده 10 ق.م بي نياز ميشويم و يا با وجود ماده 10 ق.م, از داشتن اين نهاد حقوقي بينياز ميباشيم كه در جاي خود پاسخ آن داده شده است.. در هر صورت با وجود ماده 768 ق.م, بسياري از قراردادها و معاوضات, از قبيل: تبديل تعهد و انتقال طلب و دين نيز ميتواند در قالب عقد صلح شكل گيرد. بنابراين ميتوان تعهدات معوّض را از جمله موضوعات اين ماده به شمار آورد.
موضوعي كه شايد مقررة مزبور براي آن وضع شده است و به صراحت بيان گشته است: «تعهد به پرداخت نفقة معيّن در قبال عوض صلح» است. حقوقدانان از اين موضوع به تعهد نفقه, تأسيس عايدي و در آمد قرارداد مستمري مادامالعمري و يا صلح تأميني تعبير نمودهاند و در ادبيات حقوقي عربزبانها به تكوين الدخل او المعاش و يا نفقة المعاش تعبير شده است.[9]
تعهد به نفع ثالث از ديگر موضوعاتي است كه در مادة مذكور به آن اشاره شده است و ميتوان دربارة آن به بحث و گفتگو پرداخت. بيمه و انواع آن از قبيل: بيمههاي عمر و بيمههاي حمل و نقل مسافر از جمله عقودي هستند كه با به كارگيري قاعده مندرج در اين ماده، دليل و حجت قانوني وشرعي براي صحّت مييابند و از محذورات مطرح پيش از وضع قوانين خاص رها ميشوند. همچنين عقد مقاطعهكاري (پيمانكاري) هم ميتواند در قالب همين مقرره شكل گيرد و موقوفات و برخي وصيتهاي صرف اموال در امور خيريّه و عامالمنفعه هم از مصاديق اين موضوع به حساب ميآيد.
انجام برخي از عمليات بانكي, چون اعطاي تسهيلات وام با پرداخت سود به سپردههاي مشتريان بانك كه عمدتاً با مشكل ربا مواجه بود، از طريق عقد صلح و در قالب اين ماده ممكن ميشود و ميتوان گفت ديگر به تأسيس شيوة برگزيده در قانون عمليات بانكي بدون ربا نياز نيست؛ چرا كه در عمل, اين قانون هم بيشتر به صورت صوري تحقق پيدا ميكند و دستكم مشتريها از ماهيت عقد ايجاد شده بين خود و بانك بيخبرند. بنابراين بررسي انجام عمليات بانكي در قالب ماده 768 ق.م از ديگر موضوعات حائز اهميّت است كه ميتوان در بارة آن بحث نمود.
موضوعات فوق, پارهاي از موضوعاتي است كه با عنايت به ماده 768 ق.م ميتوان در امور مدني به كار گرفت. البته كارايي و كاربرد مادة مذكور, فراتر از عقود مدني است و به نظر ميرسد در پارهاي از امور تجاري نيز مادة مزبور مفيد ثمر باشد.
موضوع اوراق قرضه (استقراض دولتي)، اخذ تنزيل و بهره
و بيمههاي جاري، مثل بيمه حمل و نقل كالا از جمله موضوعاتي است كه برخي از حقوقدانان، شكلگيري قاعده مزبور را به سبب آنها ميدانند[10]. بعضي از موضوعات ديگر نيز, هم مثل بيع موقت (Timesharing)گفته شده است مشمول مادة مذكور است و يا دستكم شايسته بررسي است كه در قلمرو اين ماده ميگنجد يا نه؟
بحث تفصيلي و نقد و بررسي اقوال و تحليل مطالب هر يك از موضوعاتي كه ميتواند در قلمرو اين ماده قرار گيرد, از موضوع بحث اين کار تحقیقی خارج است؛ از اين رو سعي ميشود به آن موضوعات اشاراتي بكنيم و دربارة برخي از آنها اندكي تفصيليتر بحث نماييم.
3 ـ علل وضع مادة 768 ق.م
براي ارائة تفسيري صحيح از مادة قانوني يا قاعدهاي حقوقي، فهم مقصود واضع قاعده از منطوق و مفهوم كلام او، مهمترين نكته و ضروريترين امر است و اين مهم ميّسر نميشود, مگر با مطالعة فضاي حقوقي حاكم بر زمان تصويب، مشروح مذاكرات تصويب كنندگان، نيازهاي مردم آن زمان و كتب شارحين قانون مدني. بنابراين نخست, پيشينه تصويب ماده مذكور را بررسي ميكنيم و سپس به تحليل علل وضع ماده ميپردازيم.
1 ـ پيشينة تصويب ماده 768 ق.م
مجلس شوراي ملي در تاريخ هيجدهم ارديبهشت ماه سال 1307 هجري قمري، لايحه وزارت عدليه درمورد كل مواد جلد اوّل قانون مدني را كه به صورت ماده واحده و با دو فوريت به مجلس تقديم شده بود، به صورت قانوني با نام قانون اجازه اجراي لايحه قانون مدني از تاريخ 20 / 2 / 1307 تا موقع اعلام رأي قطعي كميسيون پارلماني عدليه تصويب نمود (مشروح مذاكرات مجلس شوراي ملي دورة ششم تقنين ج1, ص 117, قانون 595). با اين وصف, تمامي مواد جلد اوّل قانون مدني, يعني 955 ماده با يك رأي تصويب و به اجرا گذاشته شده است. بعد از آن تاريخ، هيچ يك از مواد جلد اوّل قانون مدني به استثناي ماده 2 كه در تاريخ 29 / 8 / 1348 اصلاح شد, مستقلاً, نه در مجلس شوراي ملي و نه در كمسيسونهاي آن, مورد بازنگري و اصلاح واقع نشد. بنابراين نميتوان به پيشينة خاصي در مورد ماده 768 ق.م دست يافت؛ ولي با مطالعة نحوة تهيه و تدوين مواد جلد اوّل قانون مدني, مسير نيل به مقصود تا حدودي گشوده ميشود. خوشبختانه كتب مفيدي در شرح قانون مدني از برخي حقوقدانان, كه از اعضاي كميسيون تدوين لايحة قانون مدني بودهاند؛ در دسترس است و براي دستيابي به علل وضع اين ماده, به ناچار به بررسي سخنان بعضي از حقوقدانان مزبور اكتفا ميكنيم.
2 ـ علل وضع مادة 768 ق.م از نظر برخي از اعضاي كميسيون تهيه و تدوين لايحة قانون مدني (جلد اوّل)
قانون مدني از زمان تصويب تاكنون، بارها مورد حك و اصلاح واقع شده است. شرحهاي زيادي از سوي حقوقدانان براي آن نوشته شده است. مراجعه به انظار انديشمندان عصر تصويب، محقق را ياري ميدهد كه بر اساس فضاي حقوقي آن زمان، معناي صحيحتري از قاعده برداشت نمايد و درك واقعتري از آن داشته باشد. بنابراين اگر حقوقداني كه شارح قانوني است، خود در هنگام تهيه، تدوين و تصويب آن حضور فعال و اساسي داشته است، شرح او از آن قانون، اقرب به صواب است كتاب حقوق مدني استاد مصطفي عدل از اولين كتبي است كه دربارة قانون مدني ايران نگاشته شده است؛ با اين ويژگي كه نويسندة آن، حقوقداني است توانا كه در مجموعة تهيه كنندگان و تصويب كنندگان اين قانون حاضر بوده است. بنابراين ميتوان با قاطعيت پذيرفت كه گفتار او دربارة علت وضع مادهاي از مواد قانون مدني از ساير تحليلها و تفسيرها به واقع نزديكتر است. استاد مصطفي عدل دربارة علت وضع تدوين مادة 768 ق.م چنين ابراز داشته است: «... بديهي است كه مقصود از تنظيم مادة مزبور, ذكر امر بديهي نبوده, بلكه مقصود آن بوده است كه حكمي هم راجع به يك نوع معاملهاي كه امروز در اغلب از استقراضهاي دولتي متداول و ممكن است در ايران نيز مورد پيدا كند، معين شده باشد. معاملة مزبور عبارت است از آنچه كه به فرانسه «Constitution de rente» ميگويند كه ترجمة تحتالفظي آن, تأسيس عايدي ميباشد و ما با اقتباس از ماده 768 ق.م به تأسيس نفقه ترجمه مينماييم. در بعضي از ممالك اروپا كه در زمان قديم, اخذ تنزيل ممنوع بود, صاحبان سرمايه پول خود را به مقترض تمليك ميكردند به شرط اينكه در مدت معينّي همه ساله يا همه ماهه مبلغي تأديه كند و آنچه را كه مقترض همه ماهه يا همه ساله بايستي بدهد, طوري حساب ميكردند كه مساوي باشد با اصل سرمايه به انضمام تنزيلي كه به آن تعلق ميگيرد. به عبارت ديگر, حيلة شرعي و يا راه قانوني درست ميكردند براي اينكه اخذ تنزيل مشروع باشد؛ چنانكه در ايران هم براي اخذ تنزيل, به حيل و طرق مختلف تشبث ميشود. امروزه ديگر در ممالك خارجه براي تأسيس اين قسم عادي ]عايدي[ موجبي نميباشد و به همين جهت كم اتفاق ميافتد كه بين اشخاص عايدي ]عادي[ اين قسم معامله واقع گردد؛ ليكن چون دولت عموماً براي احتراز از مطالبة مقرضين، اغلب استقراضهاي خود را با شرط عدم التزام به تأديه اصل وجه استقراض مينمايند و مقرض فقط حق اخذ تنزيل پول خود را دارد، لذا عنوان معامله هنوز قانوناً فسخ ]نسخ[ نشده است. توضيح آنكه اكثر استقراضهاي راجع به دول عالم كه ميزان آن شايد در هر دفعه استقراض, بالغ به چندين صد ميليون ويا چندين ميليارد ميباشد, به اين طريق به عمل ميآيد كه دولت يك مقدار اسناد قرضه چاپ و منتشر مينمايد. خريداران اسناد مزبور, مقرضين هستند, ولي حق ندارند از دولت كه مقترض است, مطالبة اصل طلب خود را بكنند و هركس كه بخواهد به اصل پول خود برسد, اسناد خود را در بورسهاي تجاري به نرخ روز ميفروشد. اين نوع استقراض, همان «Constitution de rente» يا تأسيس نفقه ميباشد كه به موجب ماده 768ق.م به نحو صلح پيشبيني شده است.»
استاد دكتر محمد عبده بروجردي از ديگر اساتيد برجستة حقوقي است كه شرح وي نيز بر قانون مدني از كتب قديمي و نزديك به تاريخ تصويب مادة 768 قانون مدني است. وي نيز در تركيب كميسيون تهيه و تدوين قانون مدني (جلد دوم و سوم) بوده است. او در اينباره ميگويد:
«غرض از وضع و تدوين اين ماده, فتح بابي براي مشروع نمودن اخذ تنزيل بوده؛ به اين صورت كه شخص سرماية خود را از طريق صلح به ديگري واگذار ميكند, مبني بر اينكه طرف مقابل هر ماهه يا هر ساله تا مدت معيني مبلغي به او بپردازد و حساب را طوري ميكند كه مبلغي را كه آخر مدت دريافت خواهد كرد, با اصل پول و تنزيلي كه به او تعلق گرفته, تكافو كند و از اين طريق كه در فرانسه از آن تعبير ميشود «Constitution de rente» يعني تأسيس عايدي، شخص ميتواند وقتي كه به لياقت و شايستگي بازماندگان خود اطمينان نداشته باشد, نفقة آنها را تا مدتي بعد از فوت خود تأمين نمايد.» (ص359)
3 ـ علل وضع ماده 768 ق. م از منظر ساير حقوقدانان
برخي ديگر از حقوقدانان معتقدند كه با مطالعة تطبيقي قانون مدني ايران و قانون مدني فرانسه درمييابيم كه قاعدة مندرج در ماده 768 ق.م از مواد 1968 تا 1983 قانون مدني فرانسه با انجام تغييراتي مناسب با نظام حقوقي ايران و فقه اماميه اقتباس شده است. قرارداد صلح مذكور در مادة فوق, صلح تأميني است و معادل آن در فرانسه قرارداد «Contrat de rente viagére» يا «قرارداد مستمري مادام العمري» نام دارد. در قانون مدني فرانسه, از قرارداد مزبور تعريفي به عمل نيامده است؛ اما در تأليفات حقوقي نويسندگان فرانسوي, مباحث نسبتاً گستردهاي درباره اين قرارداد وجود دارد؛ از جمله آنكه قرارداد مشارالذكر را چنين تعريف كرده اند: «رانت ويژر، قراردادي است كه طبق آن, يك شخص (متعهد پرداخت) تعهد ميكند مبلغي را كه مستمري ناميده ميشود, در فواصل معينّي به ديگري بپردازد و اين پرداخت در طول زندگي بستانكار (متعهدله پرداخت) به عمل ميآيد.»
[1] - دکتر حسن امامی ، حقوق مدنی ، ج 2 ، چ چهارم ، ناشر : کتابفروشی اسلامیه ، سال 1366 ، ص 315 .
[2] - ر.ک : دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی ، حقوق مدنی ، رهن و صلح ، چ دوم ، ناشر : کتابخانه گنج دانش ، سال 1370 ، ص 157 به بعد
[3] - مصطفی عدل ( منصورالسلطنه ) ، حقوق مدنی ، موسسه انتشارات امیرکبیر ، چ هشتم سال 1354 . ص 474 دکتر سید حسن امامی ، همان کتاب ، ص 315 .دکتر حسین صفایی ، دوره مقدماتی حقوق مدنی ، انتشارات موسسه عالی حسابداری ، ج دوم ، تعهدات و قراردادها ، تهران سال 1351 ، ص 478 . دکتر محمدجعفر لنگرودی ، همان کتاب ص 134 . دکتر ناصر کاتوزیان ، حقوق مدنی ، مشارکتها ، صلح ، عطایا ، چ اقبال ، چ اول ، فروردین ماه 1363 ، ص 261 . ( آقای ناصر کاتوزیان در کتاب حقوق مدنی در نظم کنونی در متن این ماده «یا»ی مزبور را ننوشته است ، ر.ک : همین کتاب ، نشر دادگستری ، چ اول ، تابستان 1377 ، ص 478 .)
[4] - ر.ک : مجموعه قوانین موضوعه و مسائل مصوبه دوره نهم تقنینیه ، 24 فروردین 1312 ، 24 فروردین 1314 ، چ سوم ، مجلس شورای ملی ، 1329 ، صص 187 ، 188.
[5] - شهيدي، مهدي، حقوق مدني (آثار قرارداده و تعهدات)، تهران مجمع علمي و فرهنگي مجد، اول، 1382، ج سوم. ص93
[6] - الحسيني العاملي، سيد محمد جواد، مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلامه، بيروت، دار احياء التراث العربي، بي تا، جلد پنجم. ص62
[7] - حضرت امام خميني(ره) در مسأله 16 كتاب صلح تحرير الوسيله تصريح كردهاند: «صلح بين دو شريك به اين نحو صحيح است كه يكي حصه خود را از سرمايه بگيرد و سود و ضرر شركت به عهده ديگري باشد.»
[8] - از جمله روايت حلبي از امام صادق(ع) است: «عن الحلبي عن ابي عبدالله(ع) في الرجل يعطي اقفزة من حنطة معلومة يطحنون بالدارهم (يطحنها بدارهم) فلما فرغ الطحان من طحنه نقده الدارهم و قفيزاً منه و هو شيء قد اصطلحوا عليه فيما بينهم, قال: لاباس به و ان لم يكن ساعره ذلك» در اين روايت نزاعي, نه محققاً و نه محتملاً, بين دو نفر نبود; حقّي هم مشتبه نبود. بنابراين صلح مطلقاً جايز است; چه در مواقع دعوا و نزاع و چه غير آن.
[9] - در فرهنگ معجم المصطلحات القانونية عبارت «Constitution de rente (ou de pension)» به تكوين الدخل او المعاش ترجمه شده است و در تفسير آن آمده است: «عمل يخصص بموجبه مالك منتج (عقار, رأس المال) من اجل دخل او معاش يمكن ان يتحقق اِمّا مباشرة عن طريق الايصاء او الهبه لصالح شخص ثالث منعم عليه و امّا باتفاقية بلامقابل يشترط فيها المالك ان يؤدي شخص (مدين بالدخل) لصحالحه او لصالح شخص ثالث (دائن بالدخل) مبالغ متفقاً عليها لقاء تمليكه المال المكّون. ادامه ....
[10] - عبده بروجردي، محمد، حقوقي مدني، قزوين، انتشارات طه، اول، 1380 ش. ص381 و 382
